در محکومیت اغتشاشات داعشیان وطن فروش و تجلیل شهدای امنیت
از شورش و از فتنه و تشویش به دوریم امــروز عــزادار جـوانــانِ غـیــوریـم ما هم گـلـه داریم از این وضع گرانی امـا نه بـه آشـوب، نه با سنـگپـرانی! آشوبگـری چارۀ اوضاع وطن نیست ای هموطن این غائله کارِ تو و من، نیست اهل گـلـه با هـموطـنـش جـنـگ نـدارد در دست خودش اسلحه یا سنگ ندارد خائن شده این مرتبه طغیانگر و سرکش اینبار به مـیدان زده با شـیـوۀ داعـش مـأمـور به تخـریب مسـاجـد، اُمـویها مشغـول به سـلاخی مـردم، رجـویها آتــشزده آتــش حــرمِ ســبــز قـبــا را وحشیشده، ای وای که قرآن خدا را... حرمتشکنی این همه نه از سر خامیست آتش به حسیـنیه زدن، کار حرامیست تردید نداریم که صهیون به کمین است! آشوب کجا خـواستۀ معـترضین است؟ مظلومکشی، حیلهگری، شیوۀ گرگ است این بیشرفی عادت شیطان بزرگ است وضعیت این خانه، به بیگانه چه مربوط؟ این خطّه به آن قاتلِ دیوانه چه مربوط؟ از خصم نگـیریم در این غائله دستور دلسـوز وطن نیست جـنایتگر مزدور بـا خـلـق نـدارنـد بــرادر، سَـرِ یــاری آن منـتـظـرالـسـلـطـنـههای سـرِکـاری در خـواب بـبـیـنـند که کـوتـاه بیـائـیم! بـا قـاتـل شـیــران وطـن، راه بـیـائـیـم عمریست که بارَش نرسیدست به منزل چشمش بشود کور که ایران شده همدل افـتاده اگـر غـائـلـه در کـشـور حـیـدر هـیهـات اگر آشـفـته شود لشکر حـیدر ما پـای وطـن بی بـرو برگـرد بمـانـیم صد مرتبه خـواندیم، ولی باز بخوانیم: »باید ز سَرِ صدق بر این خاک در افتاد با آل عـلی هر که درافـتاد، ورافتاد!« |